آقا لطفا مشکیِ مشکی باشه!
- شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۴:۵۴ ب.ظ
آقای میم هم اتاقی من رو دوست داره. هم اتاقی من هم آقای میم رو دوست داره.
ولی مطمئن نیست از اینکه میتونه با این آدم بره جلوتر یا نه.
یه شب که کنار همدیگه رو تختش در حال غیبت و حرف زدن بودیم گفت که به نظرت چیکار کنم؟ تو جای من بودی باهاش میرفتی تو رابطه؟
گفتم: وا خب چرا من باید جای تو باشم؟
گفت خب بگو.
حالا من تو اون لحظه چجوری بودم؟ داشتم سعی میکردم پاهام رو به سقف برسونم :)) تخت دوستم تا سقف خیلی فاصله نداره چون تخت بالاست. بعد من هی پاهام رو میچسبوندم به سقف میگفتم: مریم ببین انگار دارم رو سقف راه میرم :))))
( همون لحظه که من متولد هشتاد داشتم رو سقف راه میرفتم هم اتاقیم که متولد هشتاد و سه هست داشت دل و قلوه با دوست پسرش رد و بدل میکرد 😐)
مریم: ما رو باش داریم از کی مشاوره میگیریم 🤦🏻♀️ :))) حنانه خو بگو چیکار کنم.
حالت جدی به خودم گرفتم و گفتم: ببین الان مشکل تو با این ادم چیه؟ اصلا خوشت میاد ازش یا نه؟
گفت: ببین شخصیتش بی نقصه. ولی قیافهش مورد علاقهم نیست.
- یعنی اصلا خوشت نمیاد از قیافهش؟
- چرا خوبه ها ولی مشکیِ مشکی نیست!
- مشکیِ مشکی چه کوفتیه دیگه مریم؟
- من چشم و ابرو مشکی دوست دارم. ولی این کاملا مشکی نیست!! یکم رو به قهوه ایه!!
دهنم شبیه خط شد و نگاهش کردم. درست حدس زدید. پوکر فیس کامل
لهجهم زد بالا: مریم! خو حالا مشکیِ یِواش باشه چه فرقی داره با اینکه مشکی مشکی باشه؟ تو مُنه حرص میدی آخر مُ از دِس تو سر به بیابون میزِنُم هااا.
مریم هم میخندید و بریده بریده حرف میزد: خب اخه قیافه هم مهمه. حالا تو جای من بودی میرفتی تو رابطه یا نه؟
یکم فکر کردم. آقای میم رو میشناختم.
- از نظر من پسری که تو رو برای قرار میبره کتابخونه مرکزی به جای قلیونی یعنی پسر سالمیه. پسری که از اینکه تو به خانوادت بگی و اون رو معرفی کنی خوشحال میشه پسر خوبیه. پسری که هم اتاقیاش پسرای بی حاشیه و درس خونی هستن پسر سالمیه. نمیگم این حتما پسر خوبیه ولی ارزش اینو داره باهاش آشنا بشی. در ضمن آقای میم همیشه مؤدبانه باهات حرف زده و از حد رد نکرده. پسری که توی دانشگاه سر به زیره و نگاه به بقیه نمیکنه پسر خوبیه. هم اینکه حد خودش رو میدونه و قید و بند داره باعث میشه بهش مثبت نگاه کرد. در ضمن تو هزار بار این بنده خدا رو بردی زیر گِل و در اوردی!! این بازم اومده سراغ تو و پیگیرته در حالی که خودتم میدونی کسی که فقط دنبال رابطه باشه تو ردش کنی بازم تو دانشگاه براش مورد ریخته ولی اون یکساله که تو این دانشگاه با این وضع خراب و روابط آبکی و آزادی جنسی بین دانشجوهاش منتظره فقط تو بهش مثبت بگی. پس اگه تو هم مطمئنی و ازش خوشت میاد لطفا اینقدر الکی تو آب نمک قرارش نده و بهش فرصت آشنایی بده.تازه مامانت هم که همه چی رو میدونه. خب دیگه حرفی باقی نمیمونه.
اینا رو که گفتم مریم تو فکر فرو رفت. گفت راست میگی. منطقیه حرفات.
ولی چرا اینقدر معیارا آبکی شده؟ جالب اینجاست که ماهایی که این چیزا برامون مهم نیست دیرتر یه ادم پیدا میشه توزندیگمون تا کسایی که فرد مورد نظرشون رو خدا هنوز نیافریده! و بدتر از اون دهه نودی هایی هستن که دارن وارد رابطه میشن.. خدایا ما داریم به کجا میریم؟ من باورم نمیشه به عنوان یه دهه هشتادی رفتم دانشگاه بعد اینا چقدر سریع پیش میرن، احتمالا من دیر دانلود میشم نسبت به دوره و زمونه ی خودم. تا من بیام به این نتیجه برسم که عاشق شدم یا نه ملت عاشق شدن، تو رابطه رفتن شکست عشقیاشونم خوردن :)))) دوره زمونه ی جالبیه!
- ۰۳/۰۲/۱۵
سیش بگو تحقیق کو بینم رفتار آقای میم با مادر و خواهرش چطوره.. بقیش هیچ.. راجب معیار هم: زن شهید چمران ایگو مو تازه بعد عقد یادم اومد مصطفی کچله و مو از آدم کچل متنفرم..
.. بله ، ما هم لهجه 😁