من تشنه ترین ، تنهاترین نخل جنوبم مثل وطنم سوخته تنم اهل جنوبم تن پوش تن زخمی من مرهم صبره خوشبختی برام دیدن یک لکه ی ابره من تشنه ترین تنهاترین نخل جنوبم مثل وطنم سوخته تنم اهل جنوبم من اهل کویرم از نسل کویرم یک عمره گول ابرای بی بارونو خوردم دندان به لب تشنه و پوسیده فشردم من نخل تبر خورده ی بیداد کویرم تنهام ولی با این همه فریاد کویرم نخلستون سرسبزی می شه روزی اینجا پیغام منو پرنده ها میدن به ابرا من اهل کویرم از نسل کویرم....
سلام عزیزم
من بیشترین دل مشغولیم اینه که چه کنم که وقتی به پایان سال ۱۴۰۳ رسیدم احساس خسران نکنم